خرید بک لینک
دل آدم، گاهی گرم می شود چه ساده،به یک دلخوشی کوچک، به یک احوالپرسی سادهبه یک دلداری کوتاه، به یک تکان سر یعنیتو را می فهمم مهربان جانم. به یک گوش دادن خالی بدون داوری!به یک همراهی شدن کوچک، به حتی یک همراهی کوتاه ممتد.به یک پرسش روزگارت چگونه است؟به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه.به یک وقت گذاشتن برای توبه شنیدن یک من کنارت هستم. به یک هدیه ی بی مناسبت، به یک غافلگیری، به یک خوشحال کردن کوچک، به یک شاخه ی گل. دل آدم گاهی چه شاد است.به یک فهمیده شدن درست! به یک لبخند، به یک سلام، به یک تعریف.ب

برچسب: نویسنده: مبین کوشکی تاريخ: شنبه 15 آذر 1404 ساعت: 22:26

شب بارانی پاییزی بود قطره های باران به سرعت میخورد به شیشه ماشین موزیک پخش میشد از ضبط ماشین اینقدر حس خوب خاطرات زنده میکرد و باعث ارامش میشد چیزی که بارها صدا عجیبی میشنویدم خیلی حس عجیبی بود احساس کردم ای کاش این حس وحال همیشه ادم داشته باشه .

برچسب: نویسنده: مبین کوشکی تاريخ: شنبه 15 آذر 1404 ساعت: 22:26

فکر میکنم خوشبختی داشتن همه چیز نیست خوش‌بختی داشتن تنها یک احساس است، احساس خوش‌بختیخوشبختی یعنی آدم توانایی این را داشته باشد که آن چه را که دارد ببیند!من این توانایی را دارم. راستش آنقدر آن چیزهایی که دارم زیاد است که دیدنشان خیلی سخت نیست، اما همیشه به خاطرسپردنشان دشوار است. من نباید هیچ وقت احساس خوشبخت بودن را فراموش کنم. دلتنگی و دوری و اندوه و ترس همیشه هست و بودن این‌ها هیچ وقت معنای بدبختی نمی‌دهد. چرا که خوش‌بختی به معنی از هیچ چیزی نترسیدن نیست، به معنای هیچوقت غمگین نبودن نیست، به

برچسب: نویسنده: مبین کوشکی تاريخ: شنبه 15 آذر 1404 ساعت: 22:26

دوست دارم شعر گویم حال دل بهتر شود
با تو از احساس خوانم ،خطی از دفتر شود

دوست دارم در کنار چایی و قندان خود
لمس دستان تو باشد، مزه اش محشر شود!!

دوست دارم شعر هایم را بخوانی با نسیم
تازه گردم باصدایت گوش دنیا کرشود

برچسب: نویسنده: مبین کوشکی تاريخ: شنبه 15 آذر 1404 ساعت: 22:26

​​​​​​ من خوشحالم همکار خوبی دارم که وقتی دید حال روز خوبی ندارم منو بردش توکاری که مهارت دارم الانم شدم کارشناس طب سنتی خدایاشکر که همکاری مثل فیحانی سر راه قرار دادش فیحانی برام یک همکار دوست خوبیه که هیچوقت خوبی هاش یادم نمیره درسته سخت کار میکنه سعی کرد من همه غم غصه هامو فراموش کنم ... بجز فیحانی چندتا همکار خوب دیگه نصیبم شد این افتخار مدیون فیحانی ام

برچسب: نویسنده: مبین کوشکی تاريخ: شنبه 15 آذر 1404 ساعت: 22:26

یک وکیل میشه همسایه خواستگار سابقم اومده بود پیش بردارم که مشکل حل بکنه برگردم با خواستگار سابقم عقد کنم اما نمیدونه دلم از حرفا مادرش خون شده چون خواستگارم قضیه بیماریم میدونست گفته بود بین خودمون باشه ولی خواستگار سابقم رفته بود به مادرش گفته بود مادرشم گفت پسرم کور بود بچه تو میشه عقب مونده میدونست خوب شدم دکتر به روی من گفته بود تشنج تو خوب شده کسی که بیماری تشنج درمان شده و دارو مصرف میکنه بچه اش عقب مونده نمیشه خیلی دکترا قضیه بهم خوردن گفتم گفتن چقدر خانواده خواستگارت فکر قدیمی دارن هیچکس

برچسب: نویسنده: مبین کوشکی تاريخ: شنبه 15 آذر 1404 ساعت: 22:26

دختر عمو پسرعمه ام تو تصادف فوت شد یک دختر داشت کلاس دوم بود بی مادری سخته اسم دخترش ترنم بود

برچسب: نویسنده: مبین کوشکی تاريخ: شنبه 15 آذر 1404 ساعت: 22:26

صفحه بندی