شب بارانی پاییزی بود قطره های باران به سرعت میخورد به شیشه ماشین موزیک پخش میشد از ضبط ماشین اینقدر حس خوب خاطرات زنده میکرد و باعث ارامش میشد چیزی که بارها صدا عجیبی میشنویدم خیلی حس عجیبی بود احساس کردم ای کاش این حس وحال همیشه ادم داشته باشه .
برچسب:
نویسنده: مبین کوشکی
شب بارانی پاییزی بود قطره های باران به سرعت میخورد به شیشه ماشین موزیک پخش میشد از ضبط ماشین اینقدر حس خوب خاطرات زنده میکرد و باعث ارامش میشد چیزی که بارها صدا عجیبی میشنویدم خیلی حس عجیبی بود احساس کردم ای کاش این حس وحال همیشه ادم داشته باشه .
برچسب:
نویسنده: مبین کوشکی
برچسب:
نویسنده: مبین کوشکی
دوست دارم شعر گویم حال دل بهتر شود
با تو از احساس خوانم ،خطی از دفتر شود
دوست دارم در کنار چایی و قندان خود
لمس دستان تو باشد، مزه اش محشر شود!!
دوست دارم شعر هایم را بخوانی با نسیم
تازه گردم باصدایت گوش دنیا کرشود
برچسب:
نویسنده: مبین کوشکی
من خوشحالم همکار خوبی دارم که وقتی دید حال روز خوبی ندارم منو بردش توکاری که مهارت دارم الانم شدم کارشناس طب سنتی خدایاشکر که همکاری مثل فیحانی سر راه قرار دادش فیحانی برام یک همکار دوست خوبیه که هیچوقت خوبی هاش یادم نمیره درسته سخت کار میکنه سعی کرد من همه غم غصه هامو فراموش کنم ... بجز فیحانی چندتا همکار خوب دیگه نصیبم شد این افتخار مدیون فیحانی ام
برچسب:
نویسنده: مبین کوشکی
برچسب:
نویسنده: مبین کوشکی
دختر عمو پسرعمه ام تو تصادف فوت شد یک دختر داشت کلاس دوم بود بی مادری سخته اسم دخترش ترنم بود
برچسب:
نویسنده: مبین کوشکی